هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
406
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
آقاى مجتهد و جناب حاجى ميرزا شفيع آقا و ساير علماء تبريز فرستاد . « منتقلنامه » را آوردند . ديدم خيلى سند معتبرى است و حسن آقا ، خودش الان با دو خواهر حيات دارند و صغير هستند . چطور شما چنين ملكى را مىگيريد [ و ] به تصرف سليم خان مىدهيد و جميع اين جار و جمعيّت كه بر سر يكديگر مىكشيم و نزاع و نقارى كه در ميانهء من و عمويم سليم خان هست ، جميعش به واسطهء همين يك دانگ [ و ] نيم قراچال و اسماعيلآباد تيول من كه خريده است ، حرف همان است كه دو سه روز قبل گفتم . تا جان در بدن دارم ، راضى نخواهم شد [ كه ] سليم خان اين ملكى كه خواهرم در آنجا سكنى دارد ، بگيرد و ديوار توى خانهء خواهر من بكشد ، محال است سكوت بكنم . وانگهى ، حضرت مستطاب اقدس اشرف و الا - روحنا فداه - در رقم مبارك امر و مقرر فرمودهاند كه رسيدگى بكنيد ، در صورتى كه مانعى نداشته باشد ، بدون سئوال و جواب به تصرف سليم خان بدهيد . من [ در ] جواب به نوروز خان گفتم : « سليم خان در اين كار به من سخت گرفته ، كه ملك و محصول را گرفته ، به تصرفش بدهم ؛ و شماها هم در مقابل حرف حساب داريد . من الان تفصيل را تلگراف به خاك پاى مبارك حضرت اقدس مستطاب و الا - روحنا فداه - مىكنم . اگر در جواب دستخط مبارك صادر شد كه ملك و محصول را نگيرم ، نخواهم گرفت ؛ و الا در نرسيدن جواب چاره [ اى ] ندارم ، جز اينكه ملك و محصول را گرفته ، به تصرف سليم خان بدهم . » اين بود كه تلگرافى به خاك پاى مبارك كردم ، كه سليم خان 100 تومان نقد و يك اسب بسيار خوب مىدهد ، كه ملك و محصول را بگيرم [ و ] به تصرفش بدهم ، و به نمك مبارك قسم ياد كردم كه مبايعه سليم خان صحيح نيست ؛ و اين يك دانگ [ و ] نيم قراچال حق رضا قلى خان و صغار محمود خان است و رضا قلى خان سند معتبر به مهر جناب حاجى ميرزا جواد آقاى مجتهد و ساير علماء بر حقانيت خود در دست دارد [ و ] يقين است از لحاظ انور گذشته است . منتظر جواب شدم .